السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

39

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

مقايسه‌اى بين سخنان على عليه السّلام و سخنان ديگران پيغمبر اسلام در عصرى به رسالت مبعوث شد كه قرآن آن‌را « عصر جاهليّت » مىنامد ( و سزاوار هم بود كه چنين نامگذارى شود ) . در ميان ملّت عرب ، اثرى از دانش و تمدّن نبود ؛ تودهء مردم ، بىسواد و ناآشنا با خواندن و نوشتن بودند و غالبا به صحراگردى ، روزگار مىگذراندند و از شهرنشينى و آداب و سنن تمدّن و ترقّى ، بهره‌اى نداشتند . آنان در سطحى بسيار پايين و منحط زندگى مىكردند و از طريق چپاول ، يغماگرى و راهزنى ، ارتزاق مىنمودند و در مباهات به خونريزى و هتك حرمت و تفاخر به پدر و مادر ، شعرها مىسرودند . بررسى وضع چنين ملّتى از نقطه نظر اخلاقى و از لحاظ مسائل انسانى و پايه‌هاى آن ، چنين نتيجه مىدهد كه تمام عوامل تعصّب جاهلى در بين آنان حكمفرما بوده است و معلوم است كه هيچ‌چيز چون شعله‌هاى تعصّب جاهلانه شاخه‌هاى درخت فلسفهء الهى را